السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
949
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گفت ، شنيدم ابنعبّاس مىگفت : بهترين كارى كه انجام مىدهيد اجاره سالانه زمين بدون زرع است . وهيببنخالد از يحيىبنسعيد انصارى نقل كرد كه گفت : او دروغگو بود . ابراهيمبنمنذر به نقل از معنبنعيسى و ديگران نقل كرد كه گفت : مالك عكرمه را ثقه نمىدانست و دستور مىداد از او برنگيرند . دورى به نقل از ابنمعين گفت : مالك از عكرمه اكراه داشت . گفتم : از مردى ، از او روايت كرد . گفت : آرى چيز اندكى . ربيع به نقل از شافعى نقل مىكند كه او يعنى مالكبنانس نسبت به عكرمه بدفكر است . گفت : براى كسى جائز نمىدانم كه حديث او را بپذيرد . حنبل بناسحاق به نقل از احمدبنحنبل گويد : عكرمه - يعنى ابنخالد مخزومى از عكرمه غلام ابنعبّاس ، ثقهتر است . ابوعبداللَّه گفت : حديث عكرمه مضطرب است كه از او مختلف نقل مىشود و نمىدانم . ابنعليّة گويد : ايّوب او را نامبرد و گفت : كمعقل بود . اعمش به نقل از ابراهيم گويد : عكرمه را ملاقات كردم از او دربارهى « البطشه الكبرى » پرسيدم . گفت : روز قيامت . گفتم : عبداللَّه مىگفت : روز بدر . كسى كه بعد از آن از او پرسيد به من خبر داد كه گفت : روز بدر است . عبّاسبنحمادبن زائده و روحبنعباده به نقل از عثمانبنمرّة گويد : به قاسم گفتم : عكرمه غلامابنعبّاس چنين و چنان گفت . گفت : اى پسر برادرم ، عكرمه دروغگوست . صبح حديثى مىگويد و شب مخالف آن را مىگويد . قاسمبن معنبن عبدالرّحمان گفت : پدرم از عبدالرّحمان مرا حديث كرد كه گفت : عكرمه حديثى گفت و گفت : شنيدم ابنعبّاس چنين و چنان مىگفت . گفت : گفتم : اى غلام دوات را بياور . گفت : تو را شادمان كرد ؟ گفتم : آرى . گفت : مىخواهى آن را بنويسى ؟ گفتم : آرى . گفت : آن را با نظر خودم گفتم . ابراهيمبنميسرة به نقل از طاووس گفت : اگر غلام ابنعبّاس از خدا مىترسيد